هدف از آموختن کونگفوچیست؟

“همانطور که پیشترنیزبدان اشاره شدمتاسفانه امروزه هنرهای رزمی و کونگفو به ورطه ی اجحاف گماشته شده و غالبا افرادبطن و آموزه های این هنررا نشناخته اند و حتی این عدم شناخت در میان کسانی که در ممارست با این حرفه بوده و شاید آوازه رفیعی نیز دراین حیطه داشته باشندو مدارج بالایی در این رشته دست یافته باشندنیز وجود دارد اما با اصول و منهج درونی این مهم بیگانه اند.در حول عقل و منطق طبیعتا برای اثبات یک ایده و حرفه باید براهین و استنادات عام پسند در قالب عقلایی مطرح نمود ومفاد و خیر و شر آنرا نیزبطورجامع تبیین نمود تا این امکان فراهم شود که باذهن باز و آگاهی هرچه فزونتربتوان در طی طریق آن حرفه گام برداشت که البته هنرهای رزمی نیز ازاین قائده مستثنی نیست و توضیع و تشریح آن بعنوان یک حرفه ورزشی بر پایه استدلال و استنادات عقلانی بنا گردیده تا با در نظرگرفتن وتبیین آن بتوان حق درونمایه ای و آمالی آنرا ادا نمود که این امر بر سنجش سطح کیفی آن  نیزمختومه میگردد تا رهروان این هنرنفیس و باستانی بتوانند با کانسپت ها و حالات درونی و علوم منهجی و فوایداین هنرآشناشوند.

و علاوه بر آن تشریح علمی و اصولی این موضوع مسبب ارتقاء سطح فرهنگی افراد گشته و نیز باعث رشد و نموی هرچه فزونتر این هنرباستانی که مهد و سرشاخه این هنر بوده و اصول و شکل گیری هرچه کاملتر آن توسط اعاظم ما شکل گرفته و قواعد و پیکره ظریف هنرهای غنی رزمی در خواستگاه کبیر علم و هنر نطفه بسته و دردستان کباری که چون دایه ای آنرا پرورانده قواعد اولیه و بدوی این هنر گرانمایه را بنیان گذاشته اند” میگردد.

باید التفات داشت که((کونگفو))تنها یک ورزش و حرفه رزمی نیست و عکس شکل ظاهری آن ناطق پیامی بزرگ و فراخ است.به زبان ساده تر کونگفو را میتوان مجموعه ای از آموزه ها و تعالیمی دانست که نه تنها مفادآن جسم و فیزیک انسان را دربرمیگیرد بلکه تاثیرات آن بر قالب و روان شخص به مراتب فزونتر از آن است.این هنر بسان شاخه هاییست که با ممارست و تقریب بایکدیگر درختی تنومند و ناگسستنی را متشکل میشوند که هریک از آنها مکمل و موید دیگری هستند و با اجماع آن هنر غنی و گرانمایه ای پدیدارگشته که روش رادمسلکی وارتقاء مدارج روحانی افراد از مشتقات این موضوع بشمار میاید.به تجربه و حتی با نگرشی نچندان ژرف بر خودآگاه خویش براین موضوع میرسیم که بشر از بدو آفرینش همواره در پی تقریب و دستیابی به ابزاریست تا بتواند بزرگترین سرمایه زندگی خودرا که لازمه بهزیستن بشر است”رقم بزند و گویی که این گنج عظیم گمشده ایست که انسان را عطشان به دستیابی به خود میکند.این گنج گرانبها و ارزشمند رسیدن به:آرامش و آسودگی خاطر و همچنین حس امنیت در پیرامون گیتی

است که غالب فعالیتهای بشر بدین مهم مختومه میگردد و انسان همواره برای تقریب و دستیابی به آن ساعی است.اما مهمترین اصل رسیدن به این گنج و سرمایه گرانبها یافتن طرقیست که در انتها به این میراث نفیس مختومه گردد.باید بدین موضوع اشاره داشت که هر انسانی در بطن و قالب خود حامل میراثی بس گرانبهاست که توسط خالق در روح و درونمایه وی نهادینه شده است و تنها و تنها کلید رسیدن و اکتشاف این گنج بکر و عظیم ” نعمت بزرگ الهی یعنی((ذهن و عقلی سلیم))است تا انسان با دستیابی بدان و تربیت و پرورش این میراث بکر نهفته در قالب خود بتواند آسودگی و فراغ بالی خود را هم در زندگی مادی و معنوی در هر دو جهان رقم بزند.و از آنجاییکه طی طریق و پیمودن مسیر منتهی به این سرمایه نفیس نیازمند جسمی سالم و کوشاست تا روح و جسم با توازن با هم در یک موازات واقع شوند تا فتح این سنت  میسر گردد.

حال باید عارض شد که بزرگترین و اصلی ترین هدف*کونگفو*و هنرهای رزمی نیز رسانیدن انسان به مدارج متعالی روحی و روانیست که عرصه را بهر تقریب به هرچه نیکتر زیستن هموار کند که منهج و باطن و ساختار آن مشتمل بر آموزه های آسمانیست که توسط خداوند بر بشریت نازل گشته تا انسان نیز بتواند بر این اسباب ارزشمند چنگ زده و راه رشد و طرقی را در پیش بگیرد.لذا برای رسیدن به این قوه خدادادی و درونی شخص نیازمند به واکاوی درونی خوداست تا با شناخت قالب خود مابقی راه را طی کند تا به مراد خویش مقرب گردد.و همانطور که اهل خرد و اصحاب علم پس از هزاران سال تجربه بر این مهم تصریح دارند که لازمه رسیدن به واقعیت وجودی هر انسانی(خودشناسیست که به خداشناسی)منتهی میگردد.تا درک کنیم موجودیت  درونی ما بیش از چیزیست که در ظاهرمان مشاهده میکنیم و پی به معنویات نهفته در  نهانمان ببریم و به قدرت خداوند در آفرینش خویش معترف شویم.و خالق کائنات نیز در بزرگترین کتاب و راهنمای بشر((قرآن))انسان را اشرف مخلوقات و برتر از ملائکه دانسته وپس از آفرینش وخلقت انسان فرمود((تبارک الله علی احسن الخالقین))احسنت بر بهترین آفرینندگان که این فرموده حق تعالی در خلقت آسمانها و گستره عرش و فرش و ملائکه بکار گرفته نشده و این نشان از عظمت روح انسان دارد بطور مثال اهل خرد نیز در مهر تایید بدان چونین نگاشته اند:

 قیمت خود را دو عالم گفته ای*نرخ بالا کن که ارزانی هنوز

مهمترین کلید و مفتاح اصولی زندگی انسان اینست که هر چیزی را باید از سرچشمه و منشاء آن کسب نمود و خداوندی که خالق انسان است و چرخه عمر او را مدور نموده بزرگترین راهنمای هستی است.و هنرهای رزمی نیز با بکارگیری این آموزه های الهی و فرابشری نیز سعی بر پرورش روحی و جسمی افراد دارد.همواره میتوان عارض شد که هنرهای رزمی در ضمه اکتسابات روحانی و عرفانی و قرابت با حق از دیرباز تا کنون یکی از عوامل بقاء انسان نیز به شمار میرفته.که ریشه اصلی آن به 20000سال پیش از این معطوف میگردد که انسانهای بدوی برای برای حفظ بقاء و برای محافظت از خود و حریمشان دست به ابتکاری برای دفاع از خود در برابر گزندهای محیط اطراف خود و تهدیدات محوری زدندکه در این بین طلایه دار این فنون((پارسی ها)) بودند که فنون و شاخه هایی را بصورت ابتدایی و اولیه ایجاد نمودند و با بکارگیری از این هنر خود را از تهدیدات روحی و روانی و گزندهای فیزیکی ایمن گردانیدند.که بعدها و با ارتقاء چرخه زیستی بشر آنها بر روح این هنر دمیده و آنرا با علوم و آموزه های روحانی و آسمانی منزل از جانب حق ادغام کردند و این سنت و تعالیم را سخاوتمندانه به جهانیان هدیه نمودند و از این رو فنون مادر و اصلی هنرهای رزمی را ابداع نمودند که این هنر مورد استقبال ممالک گیتی قرار گرفت و دریافتند که چه منهج نیکویی را برای پرورش روح و جسم بشریت

بدست آورده اند که شواهد نادر باستانی و تاریخی نیز مهر تاییدیست بر این مدعا.و امروزه معابد و مراکزی را در کشورهای شرقی میبینیم که این سنت پارسی را دنبال کرده و همواره هنرهای رزمی را با آموزه های دینی که پایه و اساس آنرا پیشینیان ما بنا نهاده اند”خلط میکنند.باید به این مهم اشاره کرد که به یقین و به اعتراف اجماع مورخین و با استناد به الواح و اثار بجامانده از دوران باستان مهد و خواستگاه بکارگیری تعالیم معنوی و عرفانی در راه مسلک هنری که کونگفو نیز از این قائده مستثنی نیست همین وطن هنرپرور ما بوده است که کبار سرزمینمان همواره با انتشار گسترده این علوم و این هنرهای جسمی و ذهنی “شاگردانی را از میان تمام ممالک گیتی تربیت نمودند که این شاگردان پس از تلمذ در نزد ایشان این میراث نفیس را به ممالک خود سوغات برده و اقدام به نشر آن کردند.که خصوصا این آموزه ها رشدی فراخ گونه در کشورهای همجوار بسان هند و چین داشته است که در تمامی زمینه های هنری از بناسازی گرفته تا رسم صورتگری و عرفان و هنرهای رزمی و ساخت معابد و سنگواره های عظیم که معبد شائولین در ایالت هوتان چین”تنها گوشه ای از این ارتزاقات هنری است.که ریشه آن به 1500 سال پیش بازمیگردد که در مقابل ما بناها و آثاری بجامانده از قرون بسیار دورتر و بعیدتر از این اعداد و ارقام داریم که آثار بجامانده از آن مسیر انکار را از مدعیان این حرفه ستانده است.بطور مثال(معبداژدها)یا بنای داشکسن واقع دراستان گوهرخیز*زنجان*که روزگاری مهد صورتگری و بنای معابد برای مراقبه های روحی و آموزه های رزمی بوده”را با یک اثری برگرفته از این بنای نفیس در مقام قیاس میگماریم که تنها قطره ای از دریای این اجحاف و سرقت ادبی و هنری بشمار میرود که توسط عقل سلیم قابل انکار نیست و ثمره ایم مشاهدات برای تمام بشر ملموس است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *